در فاصلۀ سی و دو فرسنگی شمال مدینه، جلگه وسیع و حاصلخیزی قرار داشت که آنرا «وادی خیبر» مینامیدند، ملت یهود پیش از بعثت برای سکونت در آن نقطه دژهای هفتگانه محکمی ساخته بودند.
از آنجا که یهودیان خیبر در توطئههای گذشتۀ مشرکان،به آنها کمک کرده بودند، و در جنگ احزاب نیز با کمکهای مالی یهود از تمام عربستان، مشرکان را جمع کرده بودند، پیامبر اسلام تصمیم گرفتند که این کانون توطئه را بر چینند.
خصوصیات قلعه
دژهای هفتگانه خیبر هر کدام نام مخصوصی داشتند که عبارتند از: ناعم، قموص، کثیبه، نطاة، شق، وطیح، سلالم. در ادامه برای حفاظت از این دژها، در کنار هر کدام از آنها برج مراقبت ساخته شده بود، تا نگهبانان برجها، جریان خارج قلعه را به داخل گزارش دهند، و نوع ساختمان قلعهها به گونهای بود که ساکنان آنها بر بیرون قلعه تسلط جامع داشتند و با منجنیق و غیره میتوانستند دشمن را سنگباران کنند.
ناکامی ابوبکر و عمر
پس از فتح قلعههای ناعم و قموص، سپاهیان اسلام به طرف دژهای وطیح و سلالم یورش آوردند ولی با مقاومت سرسختانه یهود در بیرون قلعه روبه رو شدند، از اینرو سربازان دلیر اسلام با جانبازی و دادن تلفات سنگین نتوانستند پیروز شوند و بیش از ده روز با جنگاوران یهود دست و پنجه نرم کرده، و هر روز بدون برآیند بازمیگشتند.
فتح خیبر توسط امام علی (ع)
در این موقعیت حساس که همه به شدت از اوضاع پیش آمده ناراحت بودند، پیامبر افسران و دلاوران ارتش را جمع کرد و فرمود:
این پرچم را روز آینده بدست کسی میدهم که خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر هم او را دوست میدارند و خداوند این دژ را بدست او میگشاید. او مردی است که هرگز پشت به دشمن نکرده و از صحنه نبرد فرار نمیکند.
هنگامی که حضرت امیر (علیهالسّلام) این سخن را از پیامبر شنید، با دلی پر از شوق چنین گفت:
«اللهم لا معطی لما منعت و لا مانع لما اعطیت»
«خداوندا هیچ بخشندهای برای آنچه که تو منع کردی نیست و هیچ کسی نمیتواند آنچه را که تو عطا کردی، منع کند»
دعوت به اسلام
روز بعد وقتی پیامبر سراغ علی (علیهالسّلام) را گرفت، گفتند: او دچار درد چشم است. پیامبر دستی بر دیدگان او کشیدند و در حق او دعا نمودند، سپس به وی دستور پیشروی دادند و یادآوری کردند که قبل از جنگ نمایندگانی را به سوی سران دژ اعزام بدارد و آنها را به اسلام دعوت کند، اگر نپذیرفتند آنها را به وظایفشان تحت ادای اسلام از پرداخت جزیه و خلع سلاح آشنا سازد.
مرگ برادر مرحب
حضرت امیر زره محکمی بر تن کرد و «ذوالفقار» را حمایل کرد و هرولهکنان بسوی دژ حرکت کرد و پرچمی را که پیامبر به او داده بودند، نزدیک قلعه بر زمین نصب نمود، در این لحظه در قلعه باز شد و دلاوران یهود از آن بیرون ریختند. نخست برادر مرحب «حارث» جلو آمد، هیبت نعره او آنچنان مهیب بود که سربازان همراه حضرت بیاختیار عقب رفتند، ولی امیرالمؤمنین پا برجا ماند و بعد از لحظاتی جسد مجروح حارث به روی خاک افتاد و جان سپرد.
«مرحب» برای گرفتن انتقام برادر در حالی که غرق در سلاح بود، و زره یمانی بر تن و کلاهی که از سنگ مخصوص تراشیده شده بود بر سر داشت، در حالی که «کلاه خود» را روی آن قرار داده بود، جلو آمد و به رسم قهرمانان عرب رجزخوانی کرد.
علی (علیهالسّلام) نیز رجز زیر را خواند:
«من همان کسی که مادرم مرا حیدر (شیر) خوانده، مرد دلاور و شیر بیشهها هستم»
شکست سخت یهود
پس از رجزخوانی صدای شمشیرها و جنگ این دو تن وحشت عجیبی بر دل ناظران نهاده بود که ناگهان شمشیر برنده حضرت بر فرق مرحب فرود آمد و سپر و کلاه خود و سنگ و سر را تا دندان به دو نیم کرد.
با این صحنه سایر دلاوران پا به فرار گذاردند و برخی در نبرد تک به تک کشته شدند.
وزن و اندازه درب قلعه
در قلعه از جنس سنگ بوده و طول آن چهار ذرع و پهنای آن دو ذرع بوده است. یعقوبی درباره سنگینی و ضخامت در خیبر که توسط حضرت علی (علیهالسلام) کنده شد، مینویسد:
«وی (امام علی (علیهالسلام)) مرحب را کشت و در قلعه را که سنگی به درازای چهار ذراع و پهنای دو ذراع و ضخامت یک ذراع بود از جای کند و به پشت سر خود افکند و به همراه مسلمانان وارد قلعه شد.
و حضرت در پاسخ شخصی نیز فرمود:
«من هرگز آن در را با نیروی بشری از جای نکندم، بلکه در پرتو نیروی خداوندی و با قلبی مطمئن به روز قیامت و راضی از آن، انجام دادم» و این چنین بود که قلعهای که ده روز لشکر اسلام را معطل کرده بود، در لحظاتی نه چندان طولانی به دست امیر مؤمنان علی (علیهالسّلام) گشوده شد و لشکر اسلام به پیروزی قطعی رسید، و تاریخ فضیلتی از فضائل حضرت را در خود ثبت نمود.
سالروز فتح قلعه خیبر توسط امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام در سال هفتم هجری قمری تهنیت باد
منبع
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «جنگ خیبر»، تاریخ بازیابی ۱۴۰۰/۰۵/۳۰.
• سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «غزوه خیبر»، تاریخ بازیابی ۱۴۰۰/۰۵/۳۰.بزارک divبزارک divابزارک div
برچسب:
نویسنده: آرشان جعفری